تبلیغات
کاظــــــم رفــــــســــنــــجانــــــی - اذان گفتن و پخش دود سیگار

 

اذان گفتن و پخش دود سیگار 

بازهم یک خاطره از زمان بسیج

وبازهم از موقع اذان

یک زمانی دفتر تبلیغات بسیج دم درب ورودی بسیج قرار داشت که چندین ساله چون در حریم خیابان بود آنرا خرابش کردند. یک اتاق کوچک و یک نگهبانی گردی هم در کنار آن واقع بود.در یکی از روزهای زمستان سال 1362 تعداد زیادی از برادران ازجمله اکبری و... که هنوز زنده اند هم آنروز بودند و گوشه ای از اتاق روی تخت نشسته بودند. زمان اذان مغرب بود، من دستگاه بلندگو را روشن و شروع به اذان گفتن کردم. همان موقع توی این اتاق 2نفر از افراد ( البته آنها بسیجی نبودند ،همینجور آمده بودند)و سیگار روشن کردند، چون اتاق خیلی کوچک بود دود همه جارا گرفته بود. همینجور که آنها باهم صحبت میکردند و من هم مشغول اذان بودم که شهید حسین محمدی(خدا رحمتش کنه) و آقای ابوالحسنی وارد اتاق شدند، شهید حسین محمدی به شوخی و بلند گفت: بچه ها شما دارید سیگار میکشید دود سیگارتون همراه با صدای کاظم داره پخش میشه تا این جمله را گفت همه زدند زیر خنده. منهم که هم حواسم به اذان بود و هم به  آنها با شنیدن این جمله منهم خنده ام گرفت و مجبور شدم اذان را به آخر نرسانم و قطع کنم.

تاخاطره بعدی خدا نگهدار...