تبلیغات
کاظــــــم رفــــــســــنــــجانــــــی - نترس این تفنگ فشنگ نداره
 یادش بخیر پستهای پست های ایست و بازرسی اونموقع هم خیلی باحال بود.

در یکی از شبهای سال 1365 علی و عباس نگهبان بودند، اسلحه همیشه بدون فشنگ بود و فقط نقش مترسک را ایفا میکرد. آنشب عباس و علی در چهار راه مسجدجامع(اناری) جلوی ماشینها را میگرفتند و بازرسی میکردند، حدود ساعت 12 شب یک کامیون از طرف انار به جوادیه رسید ، علی تابلوی ایست را جلوی ماشین گرفت و راننده هم ماشین را نگهداشت و ایستاد. علی شروع کرد به گشتن و بازرسی کردن از جلوی ماشین. 
عباس هم همینجور ایستاده بود و اسلحه را به طرف راننده گرفته بود. 
راننده گفت: سرکار، لوله اسلحه را بالا بگیر خطرناکه. 
عباس هم گفت: نترس اسلحه خالیه فشنگ نداره. 
همین طور که علی جلوی ماشین را میگشت صدازد عباس برو بالای ماشین داخل بارها رو هم  بگرد. عباس هم اسلحه را به راننده داد و گفت یه لحظه تفنگ رو بگیر تا من برم بالارو بگردم. 
(اینخاطره را آنزمان علی تعریف کرد)
تاخاطره بعدی خدانگهدارتون..........
امیدوارم همیشه شاد باشید.