تبلیغات
کاظــــــم رفــــــســــنــــجانــــــی - زندگینامه شهید عباس تقی پور
یکشنبه 15 اسفند 1395

زندگینامه شهید عباس تقی پور

   نوشته شده توسط: کاظم رفسنجانی    



به ادامه مطلب بروید....

بسم الله الرحمن الرحیم

نام و نام خانوادگی : شهید عباس تقی پور

نام پدر : حسین

میزان تحصیلات : ...

تاریخ تولد:روز ... ماه ... سال 1349

تاریخ شهادت : روز 11 ماه 4 سال 1365

محل شهادت : مهران

نام عملیات : عملیات كربلای 1

محل دفن: گلزار شهدای جوادیه فلاح

 

می خواهیم وصف گوشه هایی از زندگی عزیزی را بگوییم كه قلم از نوشتن آن عاجز است . عزیزی كه برای رسیدن به معشوق خویش چه رنج ها كه متحمل نشد ، چه سختی ها كه نكشید . آری این عزیز رنج هجران كشیده شهید عباس تقی پور است ، عزیزی كه الآن در لقای دوست به سر می برد و به وصال معشوق دست یافته است . همیشه گردونه روزگار همین گونه چرخیده  كه عاشقان برای رسیدن به معشوق خویش باید متحمل رنج های فراوانی بشوند آری این سربازان واقعی امام زمان اینان كه به حق مردان ره بودند  برای رسیدن به حرم ابا عبدالله برای باز شدن راه كربلای معلی  جان فشانی ها كردند ، حماسه ها آفریدند . شهید عباس تقی پور نیز از زمره كسانی بود كه خون خود را در راه اسلام ریخت .شهید عباس تقی پور در سال 1349 در روستای  الهیه در یك خانواده مذهبی وكشاورز دیده به جهان گشود  ودر سن شش سالگی راهی مدرسه شد و تا كلاس اول را هنمایی  درس خواند ، هر شش سال را با موفقیت به پایان برد . سپس برای تحصیل علوم دینی راهی مدرسه علمیه مصلای یزد شد . او از آن زمانی كه فهمیده بود دینی به نام اسلام وجود دارد به نماز اهمیت داد ، در مجالس دعا وروضه خوانی شركت كرد . از نظر خصوصیات اخلاقی فردی منظم چه در داخل خانه و چه در خارج از خانه بود . به بزرگترها احترام می گذاشت ، به كوچكتر ها مهربانی می كرد و خیلی مهربان بود . پس از 2 سال درس خواندن در یزد  دیگر روح او یك دقیقه او را آرام نگذاشت . برای همین بود كه بعد از  عملیات خیبر راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل شد . او با این كه 14 سال بیشتر نداشت اما روح او بزرگتر از آن بود كه به ذهن در آید و همان روح بزرگ او بود كه این جسم كوچك او را نیز به محیط پر تب و تاب جبهه ها كشاند . پس از مدتی برای استراحت به خانه امد  ودوباره قبل از عملیات بدر به جبهه ها شتافت . از این به بعد جبهه جایگاه ابدی او شد گر چه  هر  چند گاه یك باربرای سر زدن به خانه می امداما اكثر اوقات در جبهه مدتی در گردان ویژه لشكر  ثار الله بود ، تاعملیات والفجر 8 رسید . او و برادرش محمد هر دو در جبهه بودند .  

عباس در عملیات والفجر 8در گردان 412،بی سیم چی بود ودر همان عملیات ظفرمند بود كه برادرش محمد به شهادت رسید واو نیز مجروح شیمیایی شد .بعد از شهادت برادرش ،عباس عزمش برای رزم آهنین تر شد. او دیگر دست بردار از جنگ نبود .برای همین بود كه دوباره پس از حدود 2ماه استراحت دوباره به سوی جبهه ها شتافت ودر گردان 412مشغول خدمت گشت .حدود 20روز در خط پدافندی فاو سمت بی سیم چی گروهان راداشت .مهمتر از همه اینكه او یك عاشق خدا به معنای واقعی كلمه بود ،او دلش برای رسیدن به برادر ودیگر برادران شهیدش پر میزد .سپس قبل از عملیات كربلای یك پیك یكی از گروههای گردان 412 شد .آری شبانگاه نهم تیر بود كه عزیزی دیگر از میان ما رخت بربست .آری در شب عملیات كربلای یك كه منجر به آزاد سازی مهران گشت ،عباس به وسیله گلوله دشمن زبون به شهادت رسید .گر چه جسم او دیگر در میان ما دوستان داغدارش نیست ،اما روح او برای همیشه بر ما نظر خواهد كرد .گرچه او دیگر در میان ما نیست ،اما خاطره ایثارهای او در عملیات والفجر 8وخط فاو ...هرگز فراموشمان نخواهند گشت .از خداوند می خواهیم كه توفیق ادامه راه آنها را به ما عنایت بفرماید .

        ((خدایا ،خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار ))

        ((وعده گاه حزب الله       صحن ابا عبدالله ))


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر